الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

367

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

عملك تعلمهم رأيي فيه و لا تأخذك فيه غفلة و لا تفريط ، فتهلك عند اللّه ، و أعز لك أخبث عزلة ، و أعيذك باللّه من ذلك فإذا كان يوم الجمعة فأخرجه من السجن و اضربه خمسة و ثلاثين سوطا و طف به إلى الأسواق فمن أتى عليه بشاهد فحلّفه مع شاهده ، و ادفع إليه من مكسبه ما شهد به عليه ، و مر به إلى السجن مهانا مقبوحا منبوحا و احزم رجليه بحزام و أخرجه وقت الصلاة و لا تحل بينه و بين من يأتيه بمطعم أو مشرب أو ملبس أو مفرش ، و لا تدع أحدا يدخل إليه ممن يلقّنه اللدد و يرجّيه الخلوص ، فإن صحّ عندك أنّ أحدا لقّنه ما يضرّ به مسلما ، فاضربه بالدرّة ، فاحبسه حتى يتوب ، و مر بإخراج أهل السجن في الليل إلى الصحن ، فإن رأيت به طاقة أو استطاعة فاضربه بعد ثلاثين يوما خمسة و ثلاثين سوطا بعد الخمسة و الثلاثين الأولى ، و اكتب إليّ بما فعلت في السوق و من اخترت بعد الخائن و اقطع عن الخائن رزقه ؛ « 1 » على - عليه السلام - مطلع شد كه ابن هرمه كارگزار سوق الاهواز مرتكب خيانتى شده است . پس به رفاعه نوشت : وقتى نامهء من به دست تو رسيد ، ابن هرمه را از سوق بر كنار و او را براى حفظ منافع مردم بازداشت كن . او را زندانى و [ مردم را ] براى دادخواهى از او ، فراخوان و به همهء كارفرمايانت بنويس و نظر مرا دربارهء او اعلام كن . دربارهء او غفلت و كوتاهى نكنى كه در نزد خدا هلاك خواهى شد و من هم به بدترين وجه تو را بر كنار مىكنم . من تو را به خدا پناه مىدهم از اين پيشامد . وقتى روز جمعه شد او را از زندان بيرون آور و 35 ضربهء تازيانه به او بزن و او را دور بازار بگردان . هر كس عليه او شاهدى آورد او و شاهد را سوگند ده و از درآمد شخصىاش به او بپرداز و دستور ده او را خوار و زشت و با دشنام اى خائن ! اى سركش ! به زندان برند و پاهايش را ببند و موقع نماز باز كن و ميان او و كسى كه برايش آب و غذا و لباس و زيرانداز مىآورد ، مانع نشو و مگذار كسانى كه به او خصومت و لجاجت تلقين مىكنند و اميد آزادى به او مىدهند ، ملاقاتش كنند . اگر براى تو ثابت شد كسى به او حرفى زده كه به ضرر مسلمانى تمام مىشود ، با تازيانه او را بزن و به حبسش بينداز تا توبه كند و دستور ده كه زندانيان جز ابن هرمه را در شب به محوطهء باز بياورند تا تفريح كنند ، مگر اينكه خوف مرگ وى را داشته باشى كه او را هم با زندانيان در شب بيرون مىآورى . پس از سى روز اگر ديدى طاقت دارد باز 35 تازيانه به او مىزنى و براى من دربارهء سوق بنويس كه چه كرده‌اى و چه كسى را جاى آن خيانتكار گذاشته‌اى و حقوق آن خائن را قطع كن .

--> ( 1 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 532 ، ح 1892 ؛ مستدرك الوسائل ( به نقل از : دعائم الاسلام ) ، ج 17 ، ص 403 ، ح 5 ؛ نهج السعادة ، ج 4 ، ص 34 .